تبليغاتX
سلام

یکشنبه سی و یکم شهریور 1387

 

 

الهی بعلیً،بعلیً،بعلیً،بعلیً،بعلیً،(علیه السلام)

 

امشب دریاها اشک ؛از پلک زمین جاریست.

 

مولای خوبیها ! امشب برایمان دعا کن وسلام زمین رابه مادرمان برسان وبگو

برای فرج زمین,فرج شیعه,ظهور فرزندشان,امید انتظارها دعا کنه ؛

 

یاعلی

 

نوشته شده توسط فرهاد در 21:38 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387

 

باران 

باران این چنین دل مرا بردی

باران دم به دم مرا تو آزوردی

باران سرنوشتم را به یاد آور

باران سرگذشتم را مکن باور

من غریبی قصه پردازم

چون غریقی غرق در رازم

گم شدم در غربت دریا

بی نشانوبی هم آوازم

بازهم تو آمدی بر سر راهم

آی .....می کنی دوباره گمراهم

دیریست قلب من از همه چیز سیر است

خسته از صدای زنجیر است

خسته از صدای زنجیر است

 

 

نوشته شده توسط فرهاد در 14:51 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه یازدهم شهریور 1387


 

 

می و ماه


زان مي عشق کز او پخته شود هر خامي

گر چه ماه رمضان است بياور جامي



روزها رفت که دست من مسکين نگرفت

زلف شمشادقدي ساعد سيم اندامي



روزه هر چند که مهمان عزيز است اي دل

صحبتش موهبتي دان و شدن انعامي



مرغ زيرک به در خانقه اکنون نپرد

که نهاده‌ست به هر مجلس وعظي دامي



گله از زاهد بدخو نکنم رسم اين است

که چو صبحي بدمد در پي اش افتد شامي



يار من چون بخرامد به تماشاي چمن

برسانش ز من اي پيک صبا پيغامي



آن حريفي که شب و روز مي صاف کشد

بود آيا که کند ياد ز دردآشامي



حافظا گر ندهد داد دلت آصف عهد

کام دشوار به دست آوري از خودکامي

 

 

نوشته شده توسط فرهاد در 13:0 |  لینک ثابت   •